قبل از دوره قاجاریههرمزىها
در سال 1268 ميلادى جزيره کيش مرکز تجارت خليج فارس بود تا اينکه يک نفر ياغى بر عليه فرمانرواى جزيره قيام کرد و اهالى جزيره کيش از شاه جزيره هرمز تقاضاى کمک کردند و در نتيجه هرمزىها بر جزيره کيش استيلا يافتند. اما مردم کيش از ظلم و ستم هرمزيان هم به شاه شيراز شکايت بردند. شاه شيراز سپاهى را به طرف کيش فرستاد و شاه هرمز نيز با کشتىهاى خود به کيش عزيمت نمود. اما در بين راه در جزيرهاى توقف کرد و با اجراى عمليات غافلگيرانه ناوگان شيرازى را شکست داد و به هرمز مراجعت کرد. چند سال بعد، امير فارس با سپاهى به جزيره قيس آمد و سربازان خود را با تعدادى قايق به جزيره هنگام انتقال داد. اما پادشاه هرمز با قرار گرفتن سريع در جزيره قشم و استفاده از ژئواستراتژى قشم شکست سختى به امير فارس داد. امير فارس به جزيره قيس بازگشت و سپاهى فراهم ساخت و اين بار ابتدا جزيره قشم را بهطور غافلگيرانه تصرف نمود و با استفاده از ژتواستراتژى قشم شکست سختى به شاه هرمز داد. از اين زمان به بعد کمکم نفوذ اعراب در جزيره قشم فرونى گرفت.
مغول
در حمله مغول به ايران، جزيره قشم به دست مغولها افتاد ولى سرانجام به تصرف اتابکان فارس درآمد و دوباره اهميت خاص خود را حفظ کرد.
پرتغالىها
واسکودوگاما دريانورد و کاشف پرتغالى، که راه هندوستان را از طريق دماغه اميد نيک گشود، اولين اروپايى بود که به اهميت جزيره قشم و ژئواستراتژى آن در قرن 16 ميلادى پى برد و تصرف آن را به دولت پرتغال توصيه نمود. آلفونسو دوآلبوکرک سردارى بود که آرزوى واسکودوگاما را تحقق بخشيد و پس از تصرف جزيره هرمز، جزيره قشم را هم به تصرف درآورد و در اين دو جزيره قلعههاى مستحکمى بنا نهاد.
پرتغالىها با داشتن هرمز و قشم، از اکتبر 1507 ميلادى تا سال 1550 ميلادى کشتيرانى خليج فارس را زير نظارت داشتند و زمانى که بين منافع آنها و ناوگان قدرتمند عثمانى برخورد شد تنها ژئواستراتژى قشم بود که از شکست پرتغالىها جلوگيرى نمود. يکى از سرداران عثمانى به نام پير بيگ با 16هزار سپاهى و ناوگان عظيمى عازم خليج فارس شد و در مسقط شکست سختى به پرتغالىها داد و آنجا را به تصرف خود درآورد و فرمانده سپاه پرتغال را اسير نمود. سپس به جزيره هرمز و قشم تاخت. اما با توجه به موقعيت ويژه قشم، پرتغالىها در مقابل حمله سنگين عثمانىها مقاومت کردند و عثمانىها را پس راندند. در سال 1552 ميلادى دولت عثمانى سردار مرادبيک را با 15 کشتى جنگى روانه جزيره قشم نمود، اما پرتغالىها با استفاده صحيح از ژئواستراتژى قشم در مقابله حمله قدرتمند ناوگان عثمانى مقاومت نمودند. يک سال بعد هم کشتىهاى جنگى عثمانى به فرماندهى على چلبى کاملاً نابود شدند و پرتغالىها با در اختيار داشتن منطقه استراتژيک جزيره قشم دوباره فرمانرواى مطلق خليج فارس شدند.
عصر صفوى
در 19 ژانويه 1622 ميلادى، در زمان شاه عباس صفوى، دولت ايران براى آزادسازى قشم اقدام کرد. امامقلىخان سردار معروف ارتش صفوى که حاکم معروف کهکيلويه و لارستان نيز بود به طرف بند گمبرون حرکت کرد و با ناوگان انگليس از دريا و سپاهيان شاهقلى بيگ از طرف خشکى جزيره قشم را محاصره نمودند.
پس از سه روز گلولهباران قلعه قشم، سرانجام حصار آن را فرو ريختند و در يک نبرد خونين روى فريرا فرمانده پرتغالى تسليم شد. با فرو ريختن قلعه پرتغالىها و پاکسازى جزيره قشم از وجود بيگانگان در 9 فوريه همين سال قلعه عظيم پرتغالىها در جزيره هرمز نيز طى يک عمليات بزرگ آبى خاکى سقوط کرد و تومار سلطه پرتغالىها در خليج فارس بسته شد. از اين تاريخ، سلطه کمپانى هند شرقى انگليسى بر جزاير خليج فارس و تنگه هرمز و جزيره قشم اعمال شد و تا يک قرن و نيم ادامه يافت.
افشاريه
در سالهاى سياه حمله محمود افغان به ايران، اعراب ياغى سواحل جنوبى خليج فارس ـ از جمله جواسم ـ با در اختيار گرفتن کشتىهاى توپدار به راهزنى پرداختند و جزاير و بنادر ايران را مورد تاخت و تاز قرار دادند. نادرشاه افشار يکى از فرماندهان خود به نام ميرزامحمدتقى خان شيرازى را مأمور تسخير مجدد بحرين و مسقط و سرکوبى اعراب ياغى نمود. وى پس از فتح بحرين، سپاهى بزرگ در جزيره قشم فراهم ساخت و از آنجا کشتىهاى جنگى خود را روانه مسقط نمود. پس از فتح مسقط، دوباره اعراب شورش نمودند. اين بار تعداد 19 فروند کشتى جنگى به فرماندهى کلبعلىخان افشار با قشون زمينى و تقىخان شيرازى با نيروى دريايى از قشم به مسقط تاختند و والى مسقط را با کليه شورشيان به قتل رسانيدند و با غرق کشتىهاى شورشيان سيادت ايران را بر خليج فارس برقرار نمودند. متعاقباً، در عمليات فتح جلفار و صحار نيز از قشم به بهترين وجهى استفاده شد، اما شورش عظيمى که در بين سپاهيان ناوگان نادرى که اعراب نيز گروهى از آنان را تشکيل مىدادند روىداد سبب شد که اعراب قبيله موله دست از کار کشيدند و در جزيره کيش مستقر شدند و خوارج به جزيره قشم رفتند و باسعيدو را غارت کردند و به نابودى کشاندند. اين کار ضربه مهلکى به موقعيت و پيشرفت قشم زد. عصيان محمدتقىخان بيگلربيگى فاتح مسقط که در بندرعباس با کلبعلىخان بر عليه نادر قيام نمودند تا در فارس و سواحل و جزاير خليج فارس از جمله قشم حکومت مستقلى تشکيل دهند، سبب شد که اوضاع جزاير ـ از جمله جزيره قشم ـ به کلى از هم بپاشد.
زنديه
افول جزيره قشم و عدم توجه دولت مرکزى بهاى گرانى براى ايران داشت. از جمله در محاصره بصره در زمان کريمخان زند که بيشتر از يک سال به طول انجاميد، سبب شد خوارج عمان و مسقط از طريق دريا رهسپار اروندرود شده و نيروى کمکى 12هزار نفرى به بصره برسانند و تجهيزات جنگى را به پشتيبانى مدافعين بصره بفرستند. کريمخان زند به جاى استفاده از ژئواستراتژى ممتاز جزيره قشم (که مىتوانست در دورترين نقطه از جبهه، کشتىهاى دشمن را غافلگير نمايد) در اروندرود منتظر رزم با خوارج شد که خوارج توانستند با استفاده از تاريکى شب و طوفانى که زنجير مانع عبور را در اروندرود از هم گسسته بود خود را به بصره برسانند. علاوه بر کشته شدن تعداد زيادى از سربازان ايرانى براى درهم شکستن نيروى کمکى خوارج، آنها به مدت پنج ماه جنگ و گريز در اروندرود را ادامه دادند و صدمات زيادى در آن شط به نيروهاى ايران وارد ساختند. سرانجام بصره در 27 صفر سال 1190 هجرى قمرى سقوط نمود حال آنکه اگر از قشم استفاده درستى مىشد فتح بصره خيلى سريعتر و با خونريزى کمتر انجام مىشد.
جواسم
قدرت دريايى ايران که رو به ضعف کامل نهاد، قبيلههاى عرب از جمله جواسم از عمان (رأس مسندام) تا شبه جزيره قطر پايگاههاى خود را مستقر کردند و به راهزنى پرداختند. دولت انگليس که ناامنى را به نفع خود مىديد و در حقيقت از آب گلآلود ماهى مىگرفت، درصدد مقابله با راهزنى قبايل عرب برنيامد و با وجود آنکه کريمخان حکومت قشم را به قبيله عرب آل معين داده بود، جواسم با آل معين متحد شدند و جزيره قشم را نيز پايگاه خود قرار دادند و بر دو طرف تنگه هرمز مسلط شدند. در اين زمان، نيروى دريايى جواسم را صدها کشتى و 20هزار مرد جنگى تشکيل مىداد و عدهاى اروپايى نيز با کشتىهاى خود از طرف دولتهاى متبوعشان به جواسم پيوسته بودند تا هرچه مىتوانند دولتهاى ساحلنشين را تضعيف کنند و شرايط کامل استعمار را بر منطقه حاکم نمايند. در اين شرايط، بردهفروشى نيز در خليج فارس کاملاً رايج شد. در همين اوضاع و احوال نابهسامان، که انگليسىها شيوخ دستنشانده را يکى بعد از ديگرى در سواحل مستقر مىکردند و يک طرح 200 ساله را طراحى کرده بودند، به وسيله همين دزدان دريايى روى جزاير و بنادر ايران بده بستانهايى انجام دادند.
منابع: سازمان منطقه آزاد قشم نمایش: 454 بار
|