ساحل «نفرین شده» درگهان چشم انتظار عزم ملی
خاك نامهربان كوه هُلُر، این روزها دل سرخوها و سنگسرهای خلیج فارس، و هم میش ماهی و حلواها را آزرده است، این كوه نامهربان، دل ماهی های خلیج فارس، دل راشكو و ثبتی ها، عروش و زرده و شوریده را، دل خیلی از آدم ها را، امروز شكسته است.
سال بدِ 90، سال خاك ریزی دریا در این سوی خلیج فارس در شهر بندری درگهان، نگرانی جدی مردمان جنوب و فعالان محیط زیست را در سطح خاورمیانه به دنبال داشت.
طرحی كه از سویی زندگی صیادان جزیره را تهدید كرده و از دیگر سوی آسیب های زیست محیطی جبران ناپذیری به بار آورده است. صیادانی كه مدیرعامل منطقه آزاد قشم در شبكه های تلویزیونی می گوید دستشان را می بوسم، امروز دست هایشان خالی از میگو و خرچنگ است. سفره ی صیادان در این شهر بندری امروز در خطر زیاده خواهی عده ای معدود گرفتار آمده است. آنانی كه علیرغم وسعت زمین های بلااستفاده در جای جای جزیره، طرح های اقتصادی خود را بر دل این مردم بنا می كنند. زیاده خواهانی كه در پس شعار عمران و آبادی جزیره، زیباترین داشته های شهر این مردمان را، به تاراج برده اند. ساحلی كه می توانست با زیباسازی های منحصر به خود در رقابت با دیگر كشورهای همسو، جنوب ایران را به دنیا معرفی كند، اینك محل تاخت و تاز ماشین های تخریبگری است كه گویا بر دل مردم جنوب پای نهاده اند.
موسوی می گوید: «ما به دنبال ایجاد زیرساخت های لازم از جمله خیابان کشی و جاده سازی در درگهان هستیم. ما به دنبال آن هستیم که درگهان را تبدیل به شهری کنیم که واقعا از زیر ساخت های یک شهر مدرن برخوردار باشد. ما در حال انجام یک پروسه توسعه ای هستیم که از فازهای مختلفی تشکیل شده است.»
مدیرعامل سازمان منطقه آزاد قشم در جای دیگر ازهفده میلیارد تومان اعتباری سخن می گوید كه برای رفاه مردم شهرها و روستاهای جزیره ی قشم در نظر گرفته است.
مردم! این واژه ی دیرآشنا، عنصری است در سخن مسوولان كه هرگاه پی راه برون رفتی می گردند، چونان ابزاری به آن متوسل می شوند. شورای شهر درگهان از آن سوی می گوید مردم، و سازمان از این سوی؛ مردم، این مردم و مردم سال هاست كه در گفتار مسوولین در جای خوش نشسته است. و یا لااقل در مورد این مردمان جزیره می شود گفت: بی هیچ نقشی و مسئولیتی.
پیشتر در گزارشی از دغدغه های مردم نوشتیم كه فاضلاب شهری ندارند، خیابان كشی ندارند، ساختار یك شهر نه از نوع مدرن، بلكه ساختاری شبیه فقیرترین شهر در سرزمین مادر حتی، ندارند. به وقت باران با موتور برق، آب خانه ها را تخلیه می كنند و خیابان و معابری كه سیل، راه را بر عابرین می بندد و به خانه های مردم می ریزد و خیلی...
از قضا در روزی كه نسخه ی مكتوب آن گزارش در نشریه ای به درگهان رسیده بود، سیل و تگرگ و باران آنچنان راه را بر مسوول توزیع نشریه بست كه ساعت ها در این جزیره سرگردان ماند. این نسخه ی «نفرین شده» بالاخره پس از باران توزیع شد؛ و خدا شاهد مهربانی گشت بر یك گزارش صادقانه از دل مردم كه گزارشگرش بلافاصله متهم به اخاذی از سازمان شد. و شهر را چنان آب گرفت كه اگر نیم ساعت دیگر این بارش ادامه می یافت، سیل، مردم را و تمام مسافران این جزیره ی زیبا «!» را با كاشانه اشان به دریا می ریخت.
حالا از پسِ بیست و یك سال عمر دراز، مسوولی به فكر رفاه این مردم افتاده است كه از جمله فاضلاب شهری ندارند، خیابان كشی می خواهند و... بد نیست و هم نیكوست و لیكن مردمی كه در تمام این سال ها سخنانی مشابه این، فراوان شنیده اند، چگونه باور كنند هفده میلیاردی را كه مردی از تبار نیكخواهان قولش را دارد می دهد؛ شاید برای دریانوردهای سه گانه ی شورای شهر و دیگر اعضایش و مردم، باورش سخت باشد. چه می شود اگر این دریانوردها و مردم درگهان و كل جزیره التزاماتی را از مسوولین بخواهند و تعهداتی را... شاید گشایشی در گره ی فروبسته ی مردم جزیره پیش آید چرا كه به قول موسوی تمام این گزارش ها و اعتراضات سروصدایی بیش نیست؛ نه دغدغه ی مرجانی است و نه میگویی و نه سفره ی صیادی، و نه دغدغه ی محیط زیستی! كه بلكه تماماً غرض است و خصومت و سنگ اندازی...
با این حال بدبینانه نگاه نمی كنیم؛ بر اساس این گزارش سیدرضا موسوی از جمله مسوولانی است كه كم و بیش به مردم اهمیت داده است و گاه نشست های مردمی این مدیرعامل را در خبرها خوانده ایم، اگرچه تاكنون خبر گشایشی را در كار مردم در منابع موثقی ندیده ایم، لیكن می شود به چنین مسوولی پیشنهاد كرد سری هم به مدارس تخریبی غیراستاندارد جزیره در شهر قشم و روستاهایش بزند؛ به چنین مدیرعامل مردم محوری می شود پیشنهاد داد نیروهای بومی بیكار را در منطقه آزاد بكار گمارد، و از آنانی كه در منطقه اشتغال دارند در رده های بالاتر، نه مدیریت های كلان، بلكه در حد مدیران میانی سازمان حداقل استفاده كند، بلكه بومیان درد مردم را بهتر بفهمند. دردهای مردم كه كم شود درد قلم ها نیز به تبع آن كمتر خواهد شد. و شاید مدیران میانی بومی بهتر از مشاوران و برنامه ریزانی كار كنند كه امروز بدون در نظر گرفتن استانداردهای محلی لازم، برنامه های ناصوابی را به مدیرعامل انتقال می دهند، و تمام گناهش به پای مدیر مردم محوری نگاشته می شود كه به زعم خویش تنها به رفاه مردم جزیره می اندیشد.
شاید اگر سازمان چندین مدیر و مشاور در حد میانی از بومیان داشت، امروز چهره ی این مرد نیكخواه در سطح ملی به نیك اندیشی مطرح شده بود. سخن از مسوولی است كه مردم محور نشان داده است. دوست داریم این مسوول مردم محور همچون استاندار سرزده برود بیمارستان فاطمه زهرا(س) وضعیت پرستاران و امكانات آنجا را و هم ازدحام بیماران را ببیند ولی سر زده برود؛ كه بلكه زودتر تكلیف بیمارستان نیمه تمامش را معلوم كند. برود در روستاهای دور افتاده ی جزیره، آنجا كه دانش آموزان مدرسه اش سرویس های بهداشتی اشان را در حصار بشكه های چال شده روی خاك های زمین می جویند؛ بنا بر گزارش های مستندی كه متعاقباً منتشر خواهد شد سازمان آموزش و پرورش گویا در این جزیره ی زیبا به خواب رفته است. چنین مدیرعاملی می تواند تلنگری باشد بر خواب های خوش برخی از این مسوولین. منصفانه بنگریم، چگونه این قلم ها ننگارند؟! این است اوضاع این گونه قلم های دردمند. چندی پیش اولیاء چند نفر از دانش آموزان طی تماس تلفنی راجع به كمبودها و وضعیت اسفناك دبیرستان نمونه درگهان ( بنظرم می گفتند مدرسه ی نمونه خوارزمی) خواهان تهیه گزارشی در این زمینه شدند و یا اولیای دیگری كه خواهان پرداختن به مدارس تخریبی بوده اند و خیلی مسائل دیگر مربوط به افت تحصیلی دانش آموزان و... كه در جای خود به آن خواهیم پرداخت و لازم است آموزش و پرورش متوجه این مسائل باشد.
دوست می داریم این مدیر که با چهره ی فرهنگی ابتدا به میدان آمد و تازگی ها نیر جشنواره هنر و ادبیات را به راه انداخته است، برود سری به مجموعه مدیریت بهسازی و امور شهری آن بزند که در این چند ساله کارنامه درخشانی در همکاری با فعالان فرهنگی جزیره و اداره دولتی فرهنگ و ارشاد اسلامی نداشته است. و چه بسیار که با مانع تراشی های بخش امور شهری این سازمان، ضربه های آسیب ناپذیری بر این قشر آسیب پذیر وارد آمده است.
و اما باز هم دوست داریم این مدیرعامل مردم محور برود وضعیت آب شرب این مردم را كه از حقوق اولیه هر انسانی حق دسترسی به آب و هواست، ببیند؛ كه این مردم سالیان آزگار با قطره چكان آب می نوشند و ساحلی را هم كه برای هوا داشتند، امروز دارند تاراج می كنند. آب شرب بهداشتی نعمت كمیاب این سرزمین است كه مردمانش گاه با كوپن یا همان معرفی نامه و گاه به قیمت بازار سیاه آب می نوشند؛ چه سخت می شود كار مسوولی كه در این جزیره خود را مردم محور معرفی كند و اطرافش خالی از مدیران و مشاوران عالی بومی باشد.
گزارش های یك رسانه غرض و خصومت نیست بلكه یك تعهد باشد بلكه نوعی همذات پنداری باشد، شاید درد مردمی است كه بر قلمی سنگینی كرده. رسانه هم در تعریفی می گنجد.
با این اوصاف هفده میلیاردی كه این مسوول مردم محور قولش را دارد به مردم می دهد، حق این مردمان است. با هفده میلیارد نمی شود قوانین كشوری و محیط زیستی را زیر پا گذاشت. آبادی و عمران نیز همچنین. ولی چرا عمران در زمین های وسیع رها شده در جای جای این جزیره نباشد. ساحلی كه می تواند چهره ی جزیره را دگرگون كند و بر زیبایی آن بیفزاید چرا باید به طرح هایی واگذار شود كه می توان در جای دیگر اجرا كرد.
این زمینها در محدوده جزر مدی دریا قرار دارند و طبق «قانون اراضی مستحدث و ساحلی»مصوب 1354 که تنها قانون موضوعی موجود در این زمینه است، جزو اراضی مستحدث محسوب شده و امکان واگذاری به بخش خصوصی را ندارد. در بند (ب) ماده 2 این قانون آمدهاست: «عرض اراضی ساحلی خلیج فارس و دریای عمان دو کیلومتر از آخرین حد پیشرفت آب دریا در بالاترین نقطه مد خواهد بود. » همچنین در ماده 7 تاکید شدهاست: «حریم منابع مندرج در ماده 2 قابل تملک و تصرف خصوصی نیست ولو آنکه متصرفین این قبیل اراضی، اسناد مالکیت گرفته باشند. ولی استفاده از حریم مزبور برای ایجاد تاسیسات ضروری دولتی که جنبه اختصاصی نداشته باشد با رعایت مقررات آیین نامه اجرایی این قانون و تصویب هیات وزیران مجاز است.» همچنین قانونگذار واگذاری اراضی ساحلی تا محدوده 60 متری از آخرین نقطه مد آب (حریم دریا) را ممنوع اعلام کرده و سند ثبت شده برای آن را باطل میداند.
آسیب های زیست محیطی این طرح نیز به گفته ی كارشناسان كه معتقدند «این بخش یکی از مهم ترین مراکز تخم ریزی میگو و ماهی است» كه هم جای بسی تأمل دارد؛ «پهنههای گلی بین جزر و مد تنها در محیطهایی با شیب کم و جریانهای آرام و مداوم تشکیل میشوند، مانند آنچه در سواحل درگهان وجود دارد. این بسترهای نرم تنها محیطهایی هستند که موجودات آبزی علاوه بر سطح آنها (مانند سواحل صخرهای) میتوانند به درون آن نفوذ کرده و یک زیستگاه سه بعدی با تراکم بالای موجودات را ایجاد کنند.
تعداد زیادی از موجودات کفزی همچون خرچنگها، دو کفهایها، کرمها و گلخورکها به طور دایم به ناحیه بین جزر و مدی وابستهاند.»
با تمام موانع قانونی و زیست محیطی، گویا تمام دنیا دست به دست هم داده اند تا خاطر این فلامینگوها را بیازارند؛ وداع این پرندگان زیبا با آشیانه اشان در ساحل درگهان، این روزها حكایت از بی مهری ما آدم ها دارد؛ و هم نامهربانی امان بر طبیعت جنوب كشور، آنچنان كه حراهای سبز ساحل نیز ایمن نیافته اند و نه مردمان لنج نشینش با ماهی و میگوهایش، وقتی نگاهبان این طبیعت در لابلای مصاحبه هایی كه ظاهرِ اعتراضی دارد، تخریبگران طبیعت جنوب را به حاشیه ی امن می راند؛ مجید وفادار گفته است: «در شرق درگهان عرصه ای است که چند سال قبل سازمان منطقه آزاد در آن اقدام به کاشت نهال حرا کرده که قطعا با اجرای پروژه باید این نهال ها به محلی دیگر جا به جا شوند. این منطقه حفاظت شده نیست و به همین دلیل ما با جا به جایی نهال های دست کاشت حرا موافقت کرده ایم در صورتی که اگر عرصه حفاظت شده بود، با ساخت و ساز و جا به جایی درختان موافقت نمی کردیم.»
وفادار علاوه بر اعلام عرصه ی حفاظت نشده، حدیث تازه تری هم دارد او در تازه ترین خبرش از اسكله حرف می زند و اینكه اسكله برای رفاه مردم است و كلی تمجید می نماید در حالی كه مدیرعامل منطقه آزاد قشم در تشریح این پروژه تا بحال سخنی از اسكله به میان نیاورده است. موسوی به كرات گفته است: «این طرح در مساحتی بالغ بر 30 هکتار که 10 هکتار آن را پارک، فضاهاى عمومى، تفریحى و فضاى سبز ، 10 هکتار بلوار و مسیرهاى دسترسى، 10 هکتار فضاهاى تجارى، خدماتى و رفاهى را شامل می شود.»
و حالا بد نیست موسوی به عنوان تنها راه برون رفتش، روی اسكله ای كه محیط زیست برایش ساخته هم مانور بدهد؛ شاید این تنها گزینه ی مصلحتی ادامه ی پروژه ای باشد كه با شتاب فزاینده ای علیرغم مخالفت های محلی و قانونی دارد به مرحله ی بی بازگشت می رسد؛ بازگشتی كه به معنای تخریب سرمایه ملی قلمداد خواهد شد و آنگاه هیچ ایرانی وطن دوستی راضی به تخریب آن نخواهد بود؛ و ما امروز در گوشه ای از این تاریخ می نویسیم تا انسان های دهه ی دیگر، بر رسانه های امروز استان خرده نگیرند؛ آن گاه كه مردمان جنوب با این چالش ها روبرو خواهند شد.
با این حال مجید وفادار در راستای وفاداری اش بر طبیعت جنوب كشور، افشاگری های مستدلی هم از این پروژه دارد، اومی گوید: «در اردیبهشت ماه امسال سازمان منطقه آزاد قشم در نامه ای از سازمان حفاظت محیط زیست استعلامی مبنی بر توسعه زیرساخت های تجاری درگهان کرده بود که ریاست سازمان نیز در نامه به ما ابلاغ کردند که با انجام مطالعات ارزیابی زیست محیطی و عدم تخریب ساحل بلا مانع است.»
با این وصف بی هیچ ملاحظه ای دو ماه پس از آن اردی بهشت، ماشین های تخریب گر ساحل در این سوی خلیج فارس به حركت در آمدند و مدیركل حفاظت محیط زیست استان هرمزگان با پنج ماه تاخیر در بیست و یك مهرماه پس از اعتراضات گسترده مردمی و انعكاس رسانه ای، این ناگفته ها را بیان كرد كه نه بر معنای اعتراض بلكه توجیه یك سكوت طولانی شاید همراه با اعلام عدم توانایی این سازمان در برابر قدرتی كه كمر بر تخریب طبیعت جنوب بسته است.
وفادار در ادامه به خبرگزاری ها می گوید: «این نامه به صورت کلی نوشته شده بود و موافقت ما هم به صورت کلی بود با این حال در نامه ای دیگر به سازمان منطقه آزاد قشم اجرای هر پروژه ای در ساحل را منوط به انجام مطالعات ارزیابی اعلام کردیم. ما به هیچ وجه با خشک کردن دریا موافقت نکرده بودیم»
موسوی اما در مهرماه 90 اعلام می كند: «مجوز زیست محیطى این پروژه به شماره 336/س -113 مورخ 20/2/1390 توسط اداره کل محیط زیست استان هرمزگان صادر شده و سازمان منطقه آزاد قشم بر اساس این مجوز، اقدام به اجراى این طرح نموده است.»
استناد موسوی ظاهراً به اعلام بلامانع بودن طرح در نامه سازمان محیط زیست بوده كه البته به انجام مطالعات ارزیابی زیست محیطی وعدم تخریب ساحل نیر اشاره شده است.
چرا كه وفادار تاكید می كند: «در نامه سازمان حفاظت محیط زیست استان هرمزگان دو قید «ملاحظات زیست محیطی» و «عدم تخریب ساحل» درج شده بود و این بدان معنا است که حریم 60 متری ساحل باید رعایت شود. او افزود: در نامه سازمان منطقه آزاد هیچ اشاره ای به استحصال زمین از طریق خشک کردن دریا نشده بود. اما همکاران ما پس از مراجعه به درگهان متوجه شدند که پروژه مورد نظر سازمان منطقه آزاد قشم در دریا است که ما از ادامه فعالیت جلوگیری کردیم.»
به گزارش هرمزگان نیوز، علیرغم گفته های وفادار هیچ نهادی در این چند ماهه از روند اجرایی این پروژه جلوگیری نكرد و ماشین های تخریبگر هرگز از پای ننشستند تا جایی كه با انعكاس رسانه ای این خبر توسط خبرنگاران غضب كرده ی سازمان، سایت های خبری استانی و روزنامه های كثیرالانتشار، پروژه ی درگهان به عنوان یك پروژه ی ملی كه نگرانی ملت ایران و علی الخصوص مردمان جنوب كشور را به دنبال داشت در سطح خاورمیانه پیچید.
پروژه ی جنجالی درگهان كه در تیرماه سالجاری كلید خورد طرحی در قالب بازیافت بخش وسیعی از دریا و ساحل زیبای درگهان است كه در وسعت 35 هكتار در حال اجراست این طرح علیرغم موانع قانونی و اعتراضات محلی و ملی همچنان با شتاب فزاینده ای به پیش می رود. در خبرها آمده است این طرح بدون مناقصه به بخش خصوصی واگذار شده و بدون مطالعات زیست محیطی و اعمال نظر كارشناسان به اجرا در آمده است.
مهرماه سالجاری همزمان بود با اعتراضات گسترده مردم در نوشتن تومارهای متعدد به مسوولان كشوری و لشكری كه به زعم خود باعث توقف پروژه شدند. مرثیه آسمان و اشك خدا نیز در چنان روزی در صف مستحكم مردم درگهان بود.
پس از چند روز وقفه و خشك شدن زمین در اثر بارندگی، دیگر بار ماشین های ویرانگر به راه افتادند و بر ساحل درگهان تاختند.
سیدرضا موسوی كه از خطر توقیف پروژه گذشت به صدا در آمد و گفت: «سر و صداهایی که برای انجام پروژه در شهر درگهان به راه افتاده است خیلی به مسائل زیست محیطی مربوط نمی شود بلکه این جنجال ها به خاطر مشکل شورای شهر با سازمان منطقه آزاد قشم است، وی گفت: طبق ماده 112 برنامه پنجم توسعه، شوراهای شهر در مناطق آزاد موظف هستند که مصوبات شان را برای تایید به مدیر عامل منطقه آزاد ارائه کنند. ما از شورای شهر خواستیم که این کار را انجام دهند، این خواسته زیادی نیست اما آنها در واکنش شروع به جو سازی علیه پروژه های سازمان منطقه آزاد کردند.»
این سخن موسوی مدیرعامل سازمان منطقه آزاد قشم در حالی است كه شهرداری ها و شوراهای اسلامی در مناطق آزاد برداشت دیگری از این قانون دارند و به ماده های قانونی دیگری اشاره می كنند.
بالاخره موسوی كه همچنان مصمم بر اجرای این پروژه است از هیچ كاری دریغ نكرد تا جایی كه به اعلام نظرهای مدیركل محیط زیست مبنی بر عدم صدور مجوز وقعه ای نگذاشت، شورای درگهان را متهم به سهم خواهی كرد و خبرنگاران بی طرف مستقر در قشم نیز توسط ایادی سازمان متهم به اخاذی شدند. ایجاد فضای بی اعتمادی بین مردم و رسانه ها و نمایندگان محلی، عاقبت راه تضییع حقوق مردم را هموار كرد و این تنها پل ارتباطی بین مردم و مسوولین، در این شهر بندری فرو ریخت.
یك متخصص فعال در اكوسیستم های ساحلی می گوید: «چنین فعالیت هایی بدون توجه به نقش و مشاركت جامعه محلی، در دراز مدت نه تنها نمی تواند آنها را در این منافع سهیم كند بلكه عواقب و عوارضی از جمله ایجاد مشكلات اجتماعی و فرهنگی، بیشتر كردن شكاف اقتصادی و دخل و تصرف در آداب و رسوم منطقه و گاه افزایش بیكاری را در پی خواهد داشت.»
یکی از سایت خبری قشم [قشم آنلاین] از كابرانش می پرسد: «چرا پروژه مخرب پرکردن دریا در بندر درگهان با وجود نقض قوانین و مخالفت های مردم و نهادهای دولتی متوقف نشده بلکه شتاب گرفته است؟
و سه گزینه را برای این نظر سنجی پیش بینی كرده كه كاربران به آن پاسخ می دهند:
1) جدی نبودن سازمان حفاظت محیط زیست و سایر نهادها در مخالفت با پروژه
2) منافع سرشار پروژه برای مجری آن و پشتیبانی از سوی مراکز قدرت
3) عدم تداوم مخالفت ها و ایستادگی مردم و شورای شهر در مقابل اجرای پروژه»
شاید گام بعدی، چندان جالب نباشد، اگر این پروژه تا یك هفته ی دیگر جهت بررسی های كارشناسانه، متوقف نشود، هیچ بعید نیست به كمپین یك میلیون امضا هم كشیده بشود، نگرانی های محلی و ملی جدی است؛ وظیفه ی ما صرفاً اطلاع رسانی از سطح بالای جامعه به طبقات پایین نبوده، ما سعی كرده ایم در مسیر رسالت مطبوعات و خبرگزاری ها، خبرها را از لایه های زیرین اجتماع به سطح جامعه منتقل كنیم. این كار بد و متفاوت ماست كه تاكنون تبعات خوبی هم برای ما نداشته است.
و اما... از تمام موارد نقض قوانین ملی و محلی كه بگذریم آنچه رسالت رسانه ها را در این مورد خاص، سنگین می كند، عدم توقف یك یا چند روزه ی این پروژه است كه اگر مسوولین دغدغه ی این مردم را دارند، حداقل طی نشستی با استاندار، نمایندگان مجلس، مسوولین محلی جزیره قشم و كارشناسان بی طرف در حضور خبرنگاران مستقل، این مسئله بررسی شود. چه اشكالی دارد اگر این پروژه در همین حد باقی بماند و در ادامه، این طرح اقتصادی را همراه با ملاحظات مسائل انسانی شهروندان در زمین های رها شده ی جزیره اجرا كنند تا هم رسانه ها و نیز مردم حامی چنین طرح هایی باشند. خدای این مردم هم راضی باشد، دل دشمن هم شاد نشود، در تاریخ هم بنویسند فقط بخاطر مردم در این مقطع تاریخی كسانی از خودگذشتگی كردند و جوانمردانه طرح های در حال اجرا را به جاهای دیگر انتقال دادند. به احترام محیط زیست، به احترام قوانین ملی و محلی؛ نفس این شجاعت و از خودگذشتگی عاملان پروژه، زیباتر از ساحل درگهان است، زیبایی اینجاست، نه در جزیره ای كه زیبا نیست و داریم شعار می دهیم جزیره ی زیبا!
از بس گفتیم و شنیدیم جزیره ی زیبا و یا جزیره ی زیبای قشم، واقعاً فراموشمان شده كه این جزیره آنقدرها هم زیبا نیست. مخصوصاً با این اقدامات نازیبایی كه این روزها تمام خاورمیانه دارند ما را تماشا می كنند. یك بار دیگر نگاه كنیم آیا واقعاً از شهرهای دیگر ایران زیباتر است؟ آیا از شهرهایی در كشورهای همسو كه بیست و یكسال است می خواهیم با آنها رقابت كنیم، واقعاً زیباتر است؟
ایرج اعتمادی
تصاویر :
 | | آخرین وضعیت پر کردن دریا - درگهان 18 آبان |
|  | | آخرین وضعیت پر کردن دریا - درگهان 18 آبان |
| |
خبرهای مرتبط
•
ژئوپارک قشم در نقشه جدید سایت شبکه ژئوپارکهای جهان ثبت شد - 2 روز پيش
•
مددجویان بهزیستی قشم به مشهد مقدس اعزام شدند - 10 روز پيش
•
سواحل حفاظت شده یا املاک شخصی؟ - 13 روز پيش