زيبايي هاي درگهان را به حراج نگذاريم
چه كسي مي داند حال صيادي كه نگران زيستگاه تخم ريزي ميگوهايش است.
ايرج اعتمادي
جزيره نشينان روزهاي سختي را تجربه مي كنند؛ روزهايي كه در اين چند دهه كمتر به سراغشان آمده است. ناديده انگاري نقش مديران شهري و دولتي از سوي منطقه آزاد قشم، اين بار سفره هاي مردم را نشانه رفته است.
تبعات فروش سي و پنج هكتاري ساحل درگهان در نيمه ي نخست سال 90، اوضاع معيشتي مردم درگهان را امروز به چالش كشيده است.
زيستگاه تخم ريزي ميگو و ماهي هاي اين سوي خليج فارس در شهر درگهان، مي رود تا به هيولايي از سنگ و سيمان بدل شود. اتفاقي كه اگر تدابير مسئولان ارشد نظام به همراه نداشته باشد، براي هميشه خاطره اي تلخ در افكار عمومي برجاي خواهد گذاشت. پرندگان زيباي فلامينگو بايد بار ببندند و درختان سرسبز حرا زير تلي از سنگ و سيمان دفن شوند؛ و صياداني كه نگران اوضاع معيشتي شان كنار قايق ها و لنج هايشان همچنان ايستاده اند.
بر اساس اين گزارش سيد مسلم دريانورد، رئيس شوراي اسلامي شهر درگهان معتقد به ارزيابي زيست محيطي قبل از هرنوع اقدامي در اين مناطق حفاظت شده است.
در توماري كه مردم شهر درگهان به سازمان محيط زيست كل كشور نوشته اند آمده است: شورايعالي حفاظت محيط زيست طي مصوبه شماره 249 تقريباً هر نوع فعاليت عمراني، خدماتي و صنعتي در اين مناطق را منوط به ارزيابي زيست محيطي نموده است.
در ادامه مي خوانيم: سازمان منطقه آزاد قشم در اقدامي خلاف قانون صريح و روشن زيست محيطي و قانون اراضي و مستحدثات ساحلي و بر اساس سياق گذشته كه هيچ وقعي به قوانين و مقررات زيست محيطي نگذاشته اقدام به واگذاري 35 هكتار از ساحل بكر و زاياي درگهان بدون كسب مجوزهاي لازم و ارزيابي زيست محيطي پروژه نموده است.
دريانورد واگذاري سي و پنج هكتاري ساحل را در طرح جامع شهري نمي بيند و هم صدا با مردم درگهان به اين قضيه اعتراض دارد. رئيس شوراي درگهان مي گويد: سازمان منطقه آزاد قشم بدون اطلاع شهرداري و شوراي شهر اقدام به فروش و واگذاري ساحل درگهان با كاربري تجاري مسكوني كرده است.
به گزارش خبرنگار صدف مردم در تومارهاي متعددي به مسئولان خواستار توقف سريع اين پروژه شده اند.
رياست جمهوري، سازمان بازرسي كل كشور، اطلاعات استان ، دادگستري استان،دبير شوراي عالي مناطق آزاد، مجمع نمايندگان مجلس و استاندار هرمزگان از جمله سازمان ها و نهادهايي هستند كه در رونوشت برخي از اين تومارها ديده مي شوند.
نگراني ها از اوضاع مردم، خبرنگار صدف را در يك ظهر داغ به ساحل در حال تخريب درگهان كشاند.
اين روزها در ساحل درگهان اولين چيزي كه توجه هر كسي را جلب مي كند چهره ي نگران صياداني است كه در صداي ناآرام دريا و تق و توق ماشين هاي سنگين آن محدوده، كنار قايق ها و لنج هاي صيادي اشان نشسته اند.
يكي از صيادان مي گويد: به ما بگوييد چرا مي خواهند اينجا را خراب كنند؟ چرا بدون رضايت مردم و صيادان مي خواهند بندرگاه صيادي ما را تخريب كنند؟
كسي ديگر مي گويد: مردم درگهان چه نيازي به اين ساخت و سازها دارند؟ چرا مي خواهند دريا را پر كنند؟
ديگري مي گويد: به اندازه تك تك مردم درگهان مغازه و دكان زده اند، او ادامه مي دهد به خدا كافيست ديگر مردم بازار نمي خواهند، به آبادي وعمران شهر فكر كنيد، شكل ظاهري درگهان هنوز مثل روستاست، برويد در بخش هاي مسكوني شهر نگاه كنيد، درگهان يك خيابان كشي درست و حسابي ندارد.
در جمع صيادان زحمكتش جزيره هستيم؛ در ادامه يكي ديگر از صيادان اشاره مي كند: برويد محلات دلگشا و دلبري را نگاه كنيد هنوز زمين هايي كه سال ها پيش به مردم واگذار كرده اند بي آب و برق مانده است.
رنج صيادان تمامي ندارد، ادامه مي دهند: ما توانايي كار ديگري را نداريم، سواد آنچناني هم كه نداريم، بيست ساله اينجا كار مي كنيم، كار ديگري هم بلد نيستيم، حالا ما چكار كنيم...
اين ملك آباء اجدادي ماست، صيادي هم پيشه ي اجداد ما بوده...
ظاهراً صيادان نمي توانند دل از اين ساحل بركنند و يا پيشه اي جز صيادي برگزينند، شايد ما نمي فهميم، سخت است. صيادان گلايه مند مي گويند چرا كسي از حق و حقوق ما دفاع نمي كند؟
وظيفه ي ما همين بود كه صداي اين صيادان نگران را به گوش مسئولين برسانيم باشد تا چاره انديشي شود. به راستي چه كسي مي تواند بفهمد حال صيادي را كه نگران تخريب زيستگاه تخم ريزي ماهي و ميگوهايش هست؟
اين موضوع را همه ي صيادان و مردم درگهان اشاره مي كنند، تخريب اين زيستگاه نسل ماهي و ميگو را منقرض مي كند. و همه به عمق چهارمتري كه اين روزها درياي درگهان به آن رسيده اشاره دارند.
از فصل بارندگي و آب گرفتگي خانه هايشان سخن مي گويند، از نبود سيستم فاضلاب شهري، و اينكه با موتور آب خانه ها را تخليه مي كرده اند و كوچه ها و معابر و خياباني كه لبريز از آب مي شود؛ گويي اين ساحل تنها خروجي سيل و بارندگي است. همه بر اين موضوع اتفاق نظر دارند كه بارندگي پايداري در جزيره نيست ولي باران هاي سخت را هم ديده اند، بزرگ ترها، بارندگي هاي شديد را هم به ياد دارند، و هرگاه مشقتشان را بر بارندگي هاي كم، حس مي كنند از باران هاي سخت، مي هراسند؛ و همه ي مردم زيبايي شهر درگهان را نه بازارها بلكه در همين ساحل مي بينند و نگرانند كه اگر اين ساحل را از مردم بگيرند، چه برجاي خواهد ماند؟ و مي گويند چرا بايد عده ي معدودي از منابع زيباي طبيعي درگهان سود ببرند؟ و به حفره هاي كوچكي كه خرچنگ ها در زمين هاي گلي ساحل ايجاد مي كنند اشاره مي كنند و تخريب آنها مضر به حال طبيعت مي دانند شايد كارشناسان محيط زيست اين پديده را بهتر بشناسند.
و از حريم شصت متري دريا سخن مي گويند كه در شمال كشور و در همه جاي دنيا به شكلي رعايت مي شود ولي در شهر اين مردمان، ظاهراً رعايت نشده است. و مي گويند در همه جاي دنيا دريا را به خشكي مي برند ولي در شهر ما دريا را مي خشكانند.
بين راه سري هم به بازار مي زنيم آنچه آشكار است اين كه كسبه ي درگهان هم دل خوشي از افزايش تعدد بازار و مغازه هاي بي مشتري ندارند. و معتقدند كه مشتري همان است ولي بازار مثل قارچ مي رويد.
در بخشي از تومار مردم درگهان به استاندار هرمزگان آمده است: با گذشت بيش از دو دهه از استقرار سازمان منطقه آزاد قشم در شهر درگهان، آن سازمان با محروم كردن اهالي از اداره امور شهر خود و قبض و اخذ كليه عوارض شهري، با قائل نبودن هيچ گونه حق و حقوقي در اين خصوص براي اهالي با عدم برداشت هاي واقعي از مسائل حاكم بر جامعه موجبات از هم گسيختگي معيارهاي توسعه شهري را فراهم، كه نهايتاً حيات اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي مردم را با آينده اي مبهم مواجه ساخته است.
در ادامه مي خوانيم: سازمان منطقه آزاد قشم با توجه به عدم توفيق در رسيدن به اهداف تعيين شده، جهت انتفاع و تامين هزينه هاي جاري خود، با تخريب و خشكاندن بخش هايي از زيباترين سواحل منحصر به فرد شهر درگهان و حتي جنوب ايران آن هم به بهاي نابودي بخش عظيمي از اكوسيستم دريايي و تنوع غير قابل جبران حيات دريايي، بر خلاف طرح جامع و تفصيلي(مصوب) اقدام و تصميم دارد علاوه بر تخريب هاي صورت گرفته در فاز يك و دوم با تخريب و خشكاندن سي و پنج(35) هكتار ديگر از ساحل شهر درگهان اقدام به فروش زمين هاي استحصالي نمايد.
با اين اوصاف آيا منطقه آزاد در رقابت با كشورهاي توريستي همچون امارات موفق بوده است؟
آيا كشورهايي كه در برنامه هاي رقابتي منطقه آزاد بايد باشند، سنگ بناي خود را بر دل مردم نهاده اند؟
زيبايي جزيره در تعدد بازارهاي آن نيست. منابع طبيعي بكري كه در سراسر جزيره يافت مي شود در صورت توجه مسئولين منطقه آزاد مي تواند زيبايي متمايز جزيره نسبت به خيلي از كشورهاي توريستي باشد. منابع بكر طبيعي، حفظ بافت سنتي و خرده فرهنگ هاي موجود در جزيره، چيزي كه عليرغم ميل باطني مان بايد اعتراف كنيم كشور موفقي مثل امارات در جذب گردشگر، توجه شديدي به بازسازي سنت هاي فراموش شده دارد؛ و چه بسا سنت ها و فرهنگ هايي كه ريشه در تاريخ ما دارد، امروزه برخي كشورها دارند از ما مي دزدند. رقابت منطقه آزاد با برخي از اين كشورها يك موضوع جدي است نه فقط در افزايش ساخت و سازها بلكه در زمينه هاي ديگري كه پتانسيل هاي قوي براي رقابت داريم، بايد گزينه هايي را براي جذب گردشگر مد نظر داشته باشيم؛ طبيعتي را كه امروز داريم بر سر مردمانش خراب مي كنيم، يكي از گزينه هاي متمايزي است كه جزيره قشم از آن برخوردار است.
خبرهای مرتبط
•
ژئوپارک قشم در نقشه جدید سایت شبکه ژئوپارکهای جهان ثبت شد - 2 روز پيش
•
مددجویان بهزیستی قشم به مشهد مقدس اعزام شدند - 10 روز پيش
•
سواحل حفاظت شده یا املاک شخصی؟ - 13 روز پيش