مردن مردانه بر ساحل بندرعباسسهشنبه 24 خرداد حول و حوش ساعت نه صبح یکی از خویشان من از جان خود گذشت. درگذشت. از این زندگی به شکل زیبا و جوانمردانهای درگذشت. “عبداله ژیانفر” صبح سه شبنه طبق عادت این اواخر قلاب ماهیگیریاش را برداشت و رفت سر وقت دریا و سفرهاش… دو نوجوان در حال غرق شدن بودند. همه نظاره میکردند. دریا موج بود خطر داشت. عبداله لباسهایش را در آورد خود را به آب زد. دریا موج داشت. یکیشان را به ساحل رساند… رفت سر وقت دومی.. برخی میگویند دومی را هم به ساحل رساند و همان وقت خودش هم تمام کرد… خب مثل زمان جوانی چالاک نبود…حالا ۵۸ سالش بود… با سالها سر و کله زدن با یک بیماری فرسایشی نادر…برخی دیگر میگفتند دومی را نتوانست به ساحل بیاورد…این روایتهایی است از مرگ مردانه او بر ساحل بندر…
ظرف چند دقیقه جای کسی که در خطر مرگ بود در دریا با کسی که در امنیت کامل بر ساحل با هم عوض شد. چند دقیقه… آن لحظه عبداله به چه میاندیشیده؟
عبداله باید میدوید. همیشه میدوید. “همیشه یک پای خوشبختی میلنگد” و امثال من و او باید بدویم تا نانی بدست آوریم و منت حاتم طایی نکشیم. او وقتی داشت لباسهایش را در میآورد که بزند به دریا فکرش درگیر فلان ملک و بهمان زمین نبود. حتی به این فکر نکرد که وقتی بزند به دریا لباساش؛ مدارکاش؛ کارتهای اعتباری مقداری پول و موبایلش را هم قسمت میکنند. همین آدمهایی که کنارش نفس میکشیدند و نظارهگر بودند… و مردانه همین است…
من افتخار می کنم به عبداله و به این شکل درگذشتن او.
اگر این اتفاق در استان دیگری رخ می داد شاید گونهای دیگر بازتاب مییافت. نه به این شکل سخیفی که صدای و سیمای هرمزگان به آن پرداخت: رهگذری ۳۵ ساله که برای نجات نوجوانی ۱۳ ساله به آب زده بود؛ غرق شد!
امروز همهاش این ترانه منصفی را زمزمه میکنم که:
تقدیر سر پیری از مه چه شوات آخر؟
یا زندگی بخته؛ یا مردن مردونه
خبرهای مرتبط• یک دستگاه خودرو سواری در درگهان در آتش سوخت (عکس) - ۱۳۹۰/۱۲/۲۸• طی 5 روز فروردین 91 بالگرد امدادی در قشم مستقر میشود - ۱۳۹۰/۱۲/۱۹• یک شناور در آب های قشم آتش گرفت - ۱۳۹۰/۱۱/۲۳
|